محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6110
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يافتند و دو رقعهء آنها به خطهاى خودشان با حضورشان در مجلس امير مؤمنان بر آنها و همه حاضران خوانده شد و از پس خواندن دو رقعه ، باز سخنانى گفتند همانند آنچه نوشته بودند . امير مؤمنان چنان ديد كه با پذيرفتن خواست آنها در بارهء نشر آنچه كرده بودند و علنى كردن و روان داشتن آن ، انجام سه حق را فراهم آرد : از جمله حق خداى عز و جل دربارهء حفاظت خلافت خويش كه به دو سپرده و بر او فرض كرده كه در كار دوستان وى بنگرد و موجبات اتفاقشان را ، در امروز و فردا ، و همبستگى دلهاشان را فراهم آرد . و نيز حق رعيت كه سپرده هاى خدا به نزد وىاند و بايد متعهد امورشان كسى باشد كه پيوسته به شب و روز به معرض توجه و نظر و جويايى و عدالت و رافت خويششان داشته باشد و احكام خدا را ميان مخلوق وى به پا دارد و بار سياست و و صواب تدبير را تحمل كند و نيز حق ابو عبد الله و ابراهيم كه به سبب برادرى و رابطهء نسبشان بر امير مؤمنان فرض است كه اگر بر آنچه از آن برون شدهاند با وجود ناتوانى از انجام آن مىماندند ، بيم بود ( 250 كه اين بدانجا رسد كه زيانش براى دين بزرگ شود و ناخوشايندى آن بر مسلمانان عام شود و گناه بزرگ آن به ايشان باز گردد . بنابر اين وقتى خويشتن را از ولايت عهد خلع كردند ، امير مؤمنان نيز آنها را خلع كرد و همه برادران امير مؤمنان و كسانى از مردم خاندانش كه به حضرت وى بودند خلعشان كردند ، و نيز سرداران و وابستگان و شيعيان و سران سپاه و شاكريان و دبيران و قاضيان و فقيهان امير مؤمنان و ديگر ياران امير مؤمنان كه حضور داشتند و براى آنها از ايشان بيعت گرفته شده بود ، خلعشان كردند . امير مؤمنان دستور داد كه در اين باره به همهء عاملان نامه نوشته شود كه به مضمون آن كار كنند و ابو عبد الله و ابراهيم را از ولايتعهد خلع كنند كه خويشتن را از آن خلع كردهاند و خاص و عام و حاضر و غايب و نزديك و دور را از آن رها داشته اند